کظیم
مترادفها
خویشتندار، صبور، خوددار
متضادها
خشمگین، پرخاشگر، بیپروا
لغت نامه دهخدا
کظیم. [ ک َ ] ( ع ص ) فروخورنده خشم. کاظم. || مرد اندوهگین. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج )( از اقرب الموارد ): وابیضت عیناه من الحزن فهو کظیم. ( قرآن 84/12 ). || ( اِ ) کلیددان. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
فرو خورنده خشم کاظم. یا مرد اندوهگین
جمله سازی با کظیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر اذیتهای امت صبر کرد و دل نهاد هیچگه ناورد بر لب شکوه از قلب کظیم
💡 در داستانهای مذهبی، از شخصیتهایی یاد میشود که با روحیهای کظیم و صبور، سختیها و مصائب بزرگ زندگی را با آرامش پشت سر میگذارند.
💡 او با وجود تمام توهینهایی که شنید، قلبی کظیم داشت و هرگز اجازه نداد خشم باعث شود که رفتاری ناشایست از خود نشان دهد.
💡 توصیف خداوند به عنوان صبور و کظیم، نشاندهنده عظمت و تسلط مطلق او بر تمام وقایع جهان بدون نیاز به واکنشهای انسانی است.