کشم. [ ک َ ] ( ع اِ ) یوز پلنگ. فهد. ( منتهی الارب ). || ( اِمص ) بریدگی بینی از بن. || ( مص ) بریدن بینی از بن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
کشم. [ ک َ ش َ ] ( ع اِمص ) نقصان در خلقت و در نسبت. || ( مص ) ناقص بودن در خلقت و در نسبت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
نقصان در خلقت و در نسبت یا ناقص بودن در خلقت و در نسبت
اسم: کشم (دختر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: kasham) (فارسی: کشم) (انگلیسی: kasham)
معنی: نام دختر فرهاد پادشاه اشکانی
کشم (افغانستان). کشم ( به لاتین: Keshem ) یک منطقهٔ مسکونی در افغانستان است که در ولسوالی کشم واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من کیم خود را کشم در سلک مداحان تو جغد را چون بلبلان نبود نوای دلنشین
💡 اکنون خود از وفای تو آزار می کشم رفت آن که از جفای تو فریاد کردمی
💡 جان کشم پیش و جهان هم، اگرم دست دهد اندر آن راه که آن جان جهان میآید
💡 ندارم از تو نصیبی جز اینکه هر ساعت گشایم از مژه اشکی کشم ز دل آهی
💡 زناهمواری خود می کشم از آسمان سختی نمی خوردم ز سوهان زخم اگر هموار می بودم
💡 ور تو با من به تن و جان و دلم حکم کنی هر سه را رقص کنان پیش هوای تو کشم