فرهنگ معین
[ انگ. ] (اِ. ) = کاربید: ۱ - ترکیب دوتایی کربن و یک فلز، کربوز. ۲ - جسم جامدی به رنگ سیاه مایل به خاکستری که برای تولید گاز استیلن در جوشکاری به کار می رود.
[ انگ. ] (اِ. ) = کاربید: ۱ - ترکیب دوتایی کربن و یک فلز، کربوز. ۲ - جسم جامدی به رنگ سیاه مایل به خاکستری که برای تولید گاز استیلن در جوشکاری به کار می رود.
کاربید:
ترکیب دوتایی کربن و یک فلز، کربوز.
جسم جامدی به رنگ سیاه مایل به خاکستری که برای تولید گاز استیلن در جوشکاری به کار میرود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جزیرهٔ فرور دارای کانسارهای آهن، سنگ کاربیت، سنگ گرانیت، سنگهای سیلیس، خاکهای قرمز و دیگر فلزات است.