تعیش. [ ت َ ع َی ْ ی ُ ] ( ع مص ) به حیلت زیستن. ( تاج المصادر بیهقی ). || بتکلف اسباب معیشت ساختن و طلب کردن آن را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تکلف اسباب زندگی. ( از اقرب الموارد ). اسباب معیشت ساختن. ( غیاث اللغات ).
(تَ عَ یُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - خوش زیستن، خوش گذراندن. ۲ - (اِ. ) گذران.
۱. زندگی کردن.
۲. خوش گذراندن.
۳. اسباب معیشت ساختن، کوشش برای آماده کردن وسایل زندگانی.
زندگی کردن، خوش گ راندن، اسباب معیشت ساختن
۱ -( مصدر ) خوش زیستن خوش گذراندن. ۲ - اسباب معیشت فراهم آوردن گذران کردن. ۳ -( اسم ) خوش گذرانی. ۴ - کوشش برای تهی. وسایل زندگی. ۵ - ( اسم ) گذران. جمع: تعیشات.
خوش زیستن، خوش گذراندن.
گذران.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و قال النبی صلیالله علیه و سلم «کما تعیشون تموتون و کما تموتون تحشرون».
💡 سرمایه تعیش، همت بود، نه مکنت بس خرجها که کردیم از کیسه های خالی
💡 که تا ابد ز عطایای بحر دانش اوست همه تلذذ روح و همه تعیش جان
💡 اما خصلت دوم و آن بلندی است. باید که با حشم و رعیت ببلند همتی تعیش کند چنانک طمع بخدمتی ورشوت ایشان ندارد و پیوسته نتیجه کرم و مروت خود بدیشان میرساند.