چم گرفتن

لغت نامه دهخدا

چم گرفتن. [ چ َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) رونق گرفتن. سروسامان گرفتن. بسامان شدن:
چرا همی نچمم تا کند چرا تن من
که نیز تانچمم کار من نگیرد چم.رودکی.رجوع به چم شود. در تداول روستائیان خراسان، چم کسی را گرفتن؛ کنایه است از بدست آوردن دل وی و بمراد دلش کار کردن یا سخن گفتن.

جمله سازی با چم گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منتها مأمورین ایرانی با گرفتن رشوه انرا نادیده می‌گرفتند».

💡 نيرنگى كه يكى از مؤ منان بعد از اجازه گرفتن از پيامبر (صلى الله عليه و آلهوسلم ) براى ايجاد تفرقه بين دشمنان به كار برد

💡 بدينگونه بود كه اميرالمؤ منين - عليه السّلام - از نصيحت به خلفاى ثلاثه كوتاهىنورزيد، و از مشورت با آنها خوددارى نكرد؛ زيرا بعد از آنكه از گرفتن حق خود مأ يوسشد، طريق مسالمت را پيش گرفت. با اينكه مسند خلافت معهود وى در قبضه آنها بود، درمقام جنگ با ايشان برنيامد و به دفاع از آن برنخاست، فقط بخاطر حفظ اسلام ونگاهدارى ملت اسلام. او به دين اسلام مى انديشيد و پايان كار را مى نگريست.

💡 گرندارم گوشه ای در فقر عذر من بجاست از گرفتن عار دارم گوشه گیری چون کنم

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز