لغت نامه دهخدا
پورکان. ( اِخ ) دهی جزء دهستان ارنگه بخش کرج شهرستان تهران، واقع در 11000 گزی شمال کرج و 54 هزار و سیصدگزی تهران متصل براه کرج به چالوس، در دره رود کرج. سردسیر،دارای 221 تن سکنه. آب آن از رود کرج، محصول آنجا غلات و میوه و لبنیات. شغل اهالی زراعت است و دبستانی دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).
پورکان. ( اِخ ) دهی از دهستان میمنه بخش شهر بابک شهرستان یزد، واقع در 43 هزارگزی خاور شهر بابک و چهارهزارگزی راه پاقلعه بشهر بابک. کوهستانی، معتدل، مالاریائی. دارای 368 تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت. صنایع دستی زنان قالیچه و کرباس بافی و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10 ).
پورکان. ( اِخ ) ده کوچکی از دهستان کوهبنان بخش راور شهرستان کرمان، واقع در 92 هزارگزی شمال باختری راور و 170 هزارگزی شمال راه فرعی راور به یزد. دارای 40 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).