پتنگ
مترادفها
افسار، بند، مهار، طوق
لغت نامه دهخدا
پتنگ. [ پ ِ ت َ ] ( اِ ) دریچه و منفذی را گویند که در خانه ها بجهت روشنائی گذارند. ( برهان ). روشن. باجه.
جمله سازی با پتنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شهر بستک محدود است از شمال به کوه گاهبست (گاوبست)، از جنوب به کوه گچ، از مشرق به کوه هرمزان (هرمیزان) و از سمت مغرب به فرودگاه بستک و برد اکالی BARDAKALI و پشته پتنگ، محدود میشود. مساحت بستک، ۴۶ کیلومتر مربع، و ارتفاع آن از سطح دریا ۴۸۵ متر است.
💡 کودکان در عصرگاههای تابستانی با هیجان بسیار زیاد، پتنگهای رنگارنگ خود را در آسمان آبی شهر به پرواز درمیآورند و بازی میکنند.
💡 در مسابقات سنتی بادبادکبازی، هر تیم سعی میکند با استفاده از پتنگهای مقاوم و نخهای مخصوص، رشته رقیب خود را قطع کند.
💡 ساخت یک پتنگ حرفهای نیازمند دقت در انتخاب نوع کاغذ و چوبهای سبک است تا بتواند در برابر بادهای شدید پایداری داشته باشد.