لغت نامه دهخدا
پنده.[ پ ِ دَ / دِ ] ( اِ ) قطره را گویند اعم از قطره آب و قطره باران و قطره خون و امثال آن. ( برهان قاطع ). چکه. یوجه. لک. لکه. اشک. خال. || نقطه و ذرات. ( برهان قاطع ).
پنده.[ پ ِ دَ / دِ ] ( اِ ) قطره را گویند اعم از قطره آب و قطره باران و قطره خون و امثال آن. ( برهان قاطع ). چکه. یوجه. لک. لکه. اشک. خال. || نقطه و ذرات. ( برهان قاطع ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خطه و نقطه چو ذره دان و محیط کشک و نیل و پنده و پیچا