لغت نامه دهخدا
وهدان. [ وِ ] ( ع اِ ) ج ِ وهد، به معنی زمین پست و هموار. ( از منتهی الارب ). رجوع به وهد شود.
وهدان. [ وُ ]( ع اِ ) ج ِ وهد. ( اقرب الموارد ). رجوع به وهد شود.
وهدان. [ وِ ] ( ع اِ ) ج ِ وهد، به معنی زمین پست و هموار. ( از منتهی الارب ). رجوع به وهد شود.
وهدان. [ وُ ]( ع اِ ) ج ِ وهد. ( اقرب الموارد ). رجوع به وهد شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسین بهروزینیا از سن ۹ سالگی وارد هنرستان موسیقی ایران شد و زیر نظر رضا وهدانی نواختن تار را آغاز نمود و نزد منصور نریمان نواختن عود را فرا گرفت و ردیف موسیقی ایران را از محمدرضا لطفی آموخت.
💡 وی همچنین در جوانی شاگرد «سید محمد سنگلجی» بود و در درس اخلاق او حاضر و غزلیات عرفانی را در آن مجلس با صدای خوش میخواند. وهدانی به توصیهٔ سید محمد سنگلجی با روحالله خالقی آشنا شد و از این طریق به رادیو راه یافت.
💡 رضا وهدانی در اواسط سال ۱۳۵۸ بازنشسته شد و فقط به تدریس و آموزش بهصورت خصوصی پرداخت. او سفرهایی نیز به خارج از کشور داشت و در برخی از سمینارهای موسیقی، به سخنرانی پرداخت وی همچنین مدتی در کلاسهای فوق برنامهٔ دانشگاه اشتوتگارت آلمان، به تدریس موسیقی کلاسیک ایرانی مشغول بود. وی علاوه بر تار به سازهای ویلن، عود، پیانو، ماندولین، دف و تمبک آشنایی داشت.