وزوزی

لغت نامه دهخدا

وزوزی. [ وِزْ وِ ] ( ص نسبی ) در تداول، موی وزکرده و ژولیده و دارای جعدهای بسیار ریز و نامرتب. ( فرهنگ فارسی معین از فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).

فرهنگ معین

(وِ وِ ) (ص. ) موی مجعد با فِرهای ریز و بسیار.

فرهنگ فارسی

( صفت )موی وز کرده وژولیده ودارای جعدهای بسیار ریز و نامرتب

ویکی واژه

موی مجعد با فِرهای ریز و بسیار.

جمله سازی با وزوزی

💡 از لحاظ جسمی خویسان‌ها، با قامت‌های کوتاه خود (۱۴۹-۱۶۳ سانتی متر)، پوست قهوه‌ای مسی، موی وزوزی، استخوان گونه برجسته و چشم‌های بادامی کاملاً از اکثریت سیاهپوست جمعیت آفریقا متمایز هستند. آن‌ها دارای پاهای نسبتاً بلند و ماهیچه‌های شکم بلند هستند و این ویژگیها به شدت آن‌ها را از مردمان بانتو و پیگمی (کوتاه قدان) اطراف که عضلات شکم کوتاه و تاندون بلند دارند متمایز می‌کند.

💡 با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ کریستین همراه با خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کرد و به گونه‌ای کاملاً تصادفی در دانشگاه رودآیلند مشغول تحصیل در رشته روزنامه‌نگاری شد. او پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه رودآیلند مدت کوتاهی در شبکه WJAR رودآیلند که یکی از شاخه‌های محلی شبکه ان‌بی‌سی بود کار کرد و پس از آن در سال ۱۹۸۳، تصمیم گرفت به یک شبکه خبری معتبرتر و بزرگ‌تر بپیوندد. کریستین امان‌پور تقریباً برای تمام شبکه‌های تلویزیونی مهم آمریکا، درخواست استخدام فرستاد و گاه تا پای مصاحبه هم رفت، اما همگی‌شان او را به خاطر لهجه خارجی، موهای سیاه و وزوزی، نام غیرقابل تلفظ او رد کردند. اما گوش کریستین به این حرف‌ها بدهکار نبود و آن قدر پافشاری کرد تا در نهایت از سوی شبکه تازه‌تاسیس CNN به عنوان دستیار در سرویس بین‌الملل استخدام شد و به قول خودش: «با یک چمدان، دوچرخه و صد دلار پول» به دفتر CNN در آتلانتا رفت.