هواهی

مترادف‌ها

خودسر، بی‌منطق، رای، دلخواه

متضادها

منطقی، عقلانی، مستدل

لغت نامه دهخدا

هواهی. [هََ ] ( ع اِ ) سخن باطل و لغو. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || نوعی رفتن. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

سخن باطل و لغو نوعی رفتن

جمله سازی با هواهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بیشتر سفرهای هوایی از یک فرودگاه تجاری شروع می‌شود و در فرودگاه تجاری دیگر پایان می‌یابد. مراحل معمول سفر هواهیی عبارت است از چک این، بازرسی مرزی؛ بازرسی‌های امنیتی فرودگاه و چک مسافر قبل از ورود به گیت؛ جا به جایی؛ پرواز و برداشتن چمدان و در مورد پروازهای بین‌المللی٬ کنترل مرزی دیگری در کشور میزبان مرز.

💡 او همیشه بر اساس تصمیمات هواهی و بدون توجه به منطق یا عواقب آینده، در مورد مسائل مهم زندگی خود قضاوت می‌کند که باعث دردسر می‌شود.

💡 مدیریت یک سازمان بزرگ نیازمند برنامه‌ریزی دقیق است و نباید با تصمیمات هواهی و لحظه‌ای که فقط بر اساس احساسات است، مدیریت شود.

💡 نباید اجازه داد که آرزوهای هواهی و خیالی، مسیر واقعی و منطقی زندگی ما را منحرف کنند و ما را به سوی شکست‌های بزرگ سوق دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران