میجوش

لغت نامه دهخدا

میجوش. [ م َ ] ( اِ مرکب ) اسم فارسی شرابی است که با سنبل رومی یاسنبل هندی ترتیب داده باشند. ( تحفه حکیم مؤمن ).

جمله سازی با میجوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دایماً چون بحر میجوشی ز شور خویشتن را میفرود آری بزور

💡 گفتم که لطفی گفتا که خامی در دیگ قهرم یکچند میجوش

💡 دوش آمد و گفت: روز و شب میجوشی تادین ندهی ز دست در بیهوشی

💡 دوش مینالیدم از جور رقیبت باز گفتم: اوحدی، گر پخته‌ای چندین چه میجوشی ز خامی؟

💡 دائماً در ره خدا میکوش در تمنای وصل او میجوش