مملکت رانی

لغت نامه دهخدا

مملکت رانی. [ م َ ل َ / ل ِ ک َ ] ( حامص مرکب ) عمل مملکت ران. فرمان فرمایی و دادگستری. ( ناظم الاطباء ). کشورداری.

فرهنگ فارسی

عمل مملکت ران. فرمان فرمایی و داد گستری. کشور داری.

جمله سازی با مملکت رانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سپه همی‌کشی و مملکت همی‌گیری جهان همی خوری و کام دل همی رانی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران