مصول

لغت نامه دهخدا

مصول. [ م ِص ْ وَ ] ( ع اِ ) هر مایعی که در آن حنظل تازه را اندازند تا تلخی وی برطرف گردد. ( ناظم الاطباء ). چیزی است که در وی حنظل ترنهند تا تلخی از وی رود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
مصول. [ م ُ ] ( ع مص ) جدا گردیدن آب از شیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
مصول. [ م ُ ص َوْ وَ ] ( ع ص ) آنچه در سوختن به حد خاکستر نرسد. ( مجمع الجوامع ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) آنچه در سوختن بحد خاکستر نرسد.
آنچه در سوختن به حد خاکستر نرسد

جمله سازی با مصول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این روستا از چهار قشلاق به نامهای دوجناب، سولیپیر، کارگران، قلعه گونی تشکیل شده است؛ و هر یک دارای ییلاق می‌باشد البته امروزه به دلیل عدم وجود جوانان و وجود افراد پیر و سالخورده کوچ نشینی یا ییلاق و قشلاق صورت نمی‌گیرد و زمین‌هایی که در ییلاق قابلیت کشت با ابزارهای نوین کشاورزی هستند کاشت می‌شوند و از آنجایی که زمین‌های این چهار قشلاق دیم هستند فقط مصولات گندم و جو کشت می‌شوند و شغل اصلی مردم روستا دامداری می‌باشد.

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز