لغت نامه دهخدا
مردودیت. [ م َ دی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) راندگی. ارتداد. ( ناظم الاطباء ). مردود شدن. رجوع به مردود شود.
مردودیت. [ م َ دی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) راندگی. ارتداد. ( ناظم الاطباء ). مردود شدن. رجوع به مردود شود.
راندگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخی ادعا میکنند که امروزه نحوه بازاریابی سینما بهگونهای گسترده و فشرده و از نظر مالی برنامهریزی شدهاست که منتقدان توان اثرگذاری بر آن را ندارند؛ ولی بههرحال، مردودیت فاجعه بار برخی فیلمهایی که به نحو گستردهای بر موفقیت آنها سرمایهگذاری شده بود بر اثر نقادی تند آنها و همچنین موفقیت غیرقابل پیشبینی فیلمهای مستقلی که نقد مثبت داشتهاند، نشانگر این موضوع است که تأثیر نظرات منتقدان میتواند اثرات بسیار عمیقی داشته باشد.