لغت نامه دهخدا
محمدزائی. [ م ُ ح َم ْ م َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میرعبدی بخش دشتیاری شهرستان چاه بهار، واقع در 2هزارگزی باختر دشتیاری کنار راه دشتیاری به دج با 150 تن سکنه. آب آن از باران و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیای ایران ج 8 ).
محمدزائی. [ م ُ ح َم ْ م َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میرعبدی بخش دشتیاری شهرستان چاه بهار، واقع در 2هزارگزی باختر دشتیاری کنار راه دشتیاری به دج با 150 تن سکنه. آب آن از باران و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیای ایران ج 8 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۳۰۸ خورشیدی (۱۹۲۹ م) پس از جنگ داخلی و سلطنت حبیبالله کلکانی، پادشاهی افغانستان به یک شاخه دیگر قوم محمدزائی رسید که از فرزندان سردار یحیی خان بودند و رئیس ایشان محمد نادر شاه بود که در همان سال به سلطنت رسید. در عهد سلطنت نادری، دشمنی دولتی و رسمی در برابر پادشاه پیشین، شاه امانالله خان (که در ایتالیا بود) به جایی رسید که حتی کسی جرأت نمیکرد نام او را بر زبان آورد. این وضع پس از ۱۳۱۲ (۱۹۳۳ م) یعنی سال کشتهشدن نادرشاه؛ تا سالهای درازی ادامه یافت. اماناللهخان در سوئیس درگذشت و پیکر او را برای دفن به افغانستان آوردند. نخستین بار در سال ۱۳۴۸ (۱۹۶۹ م) محمد ظاهرشاه هنگام بزرگداشت چهل سال استقلال افغانستان در بیانیهٔ جشن استقلال نام شاه اماناللهخان را در بیانات خویش به نیکویی یاد کرد. پس از کودتای کمونیستی ۱۳۵۷ (۱۹۷۸ م) و آغاز حکومت مجاهدین در ۱۳۷۱ (۱۹۹۲ م) سخن گفتن دربارهٔ اماناللهخان آزاد شد.