لیبیه

لغت نامه دهخدا

لیبیه. [ بی ی َ ] ( اِخ ) لوبیه. لیبی. و رجوع به لیبی شود.

فرهنگ فارسی

کشور مستقل پادشاهی در شمال آفریقا شامل سرزمینهای: [ تریپولیتن ] [ سیرنائیک ] این کشور کنار دریای مدیترانه واقع شده از جنوب بصحرای کبیر از مشرق بکشور مصر از مغرب به تونس و الجزایر و از شمال به مدیترانه محدود است. آب و هوای لیبی گرم و خشک و رودخانه بزرگی در آنجا جاری نیست. طرابلس و برقه در سابق جزو متصرفات عثمانی بود در سال ۱۹۱۲ م. بتصرف دولت ایتالیا در آمد و در ۱۹۴۹م. کشوری مستقل گردید. وسعت لیبی ۱۷۵۹۵٠٠ کیلومتر مربع ۲/۱۶٠/٠٠٠ سکنه. پایتخت آن شهر [ طرابلس ] و شهر و بندر مهم آن: [ بن غازی ] است. از کانهای مهم لیبی: گوگرد محصول غله. ( لیبی در سال ۱۹۶۹ جمهوری شد. )
لوبیه. لیبی

جمله سازی با لیبیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اوضاع سیاسی در کشور لیبیه طی سال‌های اخیر بسیار پیچیده شده و باعث شده است که ثبات اقتصادی در این منطقه با چالش روبرو شود.

💡 بسیاری از کارشناسان بین‌المللی بر لزوم برقراری صلح و گفتگو میان گروه‌های مختلف در لیبیه برای بهبود شرایط انسانی تأکید می‌کنند.

💡 منابع عظیم نفت در لیبیه یکی از مهم‌ترین عوامل اقتصادی این کشور است که نقش تعیین‌کننده‌ای در اقتصاد منطقه ایفا می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران