لغت نامه دهخدا
لوعمی. [ ] ( اِخ ) ( نه قوم من ) اسمی است که به امر الهی به پسر دومین هوشع نبی داده شد. مفادش آنکه خدا اسرائیل را رد کرده و مجدداً قبول فرموده است ( هوشع 1:9 و 10 و 2:23 ). ( قاموس کتاب مقدس ).
لوعمی. [ ] ( اِخ ) ( نه قوم من ) اسمی است که به امر الهی به پسر دومین هوشع نبی داده شد. مفادش آنکه خدا اسرائیل را رد کرده و مجدداً قبول فرموده است ( هوشع 1:9 و 10 و 2:23 ). ( قاموس کتاب مقدس ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هوشَع (در عبری:הוֹשֵׁעַ، یونانی:Ὠσηέ به معنی «رهایی از سوی خداست») پسر بئیری نخستین پیامبر از پیامبران کوچک عهد عتیق بود. او زنی به نام گومر دختر دبلایم را به زنی گرفت و از او صاحب دو پسر به نامهای یزرعیل و لوعمی و یک دختر به نام لوروحامه شد. در زمان پیامبری هوشع، بنیاسرائیل به پرستش بعل روی آورده و در مکانهای بلند قربانی میکردند، و پیکره گوسالهای را در سامریه میپرستیدند. آنان یهوه را نشناخته و نسبت به وی خیانت ورزیده بودند، به طوری که وجود او را انکار میکردند. اما هوشع آنان را به یگانهپرستی و عدالت فراخواند. هوشع همچنین زنی زناکار برای خود گرفت که همانا جومر بود.