لغت نامه دهخدا
لناپ. [ل ِ ] ( اِخ ) از اقوام و طوایف اصلی آمریکای شمالی. آنان در بدو ورود اروپائیان در مغرب سلسله جبال آلکانی ساکن و به قبائل و شعبات بسیار مُنشعب بوده اند.
لناپ. [ل ِ ] ( اِخ ) از اقوام و طوایف اصلی آمریکای شمالی. آنان در بدو ورود اروپائیان در مغرب سلسله جبال آلکانی ساکن و به قبائل و شعبات بسیار مُنشعب بوده اند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنها شامل ماسکوگی، هوما چکتاو، لناپ و مینگو سنکا، از جمله دیگران، که همه به دیدن کادوها به عنوان منجی نگاه کردند، باعث تأثیرپذیری بسیار این مردم شد..
💡 در سال ۱۷۷۸، هَند به لناپ حمله کرد و در یک عملیات نظامی؛ مادر، برادر و چند تن از فرزندان کاپیتان پایپ را کشت. به دلیل عدم تمایز میان گروه-های بومی آمریکا، هَند به لناپ که بیطرف بود، حمله کرد. در حالی که تلاش میکرد تا تهدید سرخپوستان را برای مهاجران در اوهایو کاهش دهد؛ زیرا قبایل دیگری مانند شاونی، با بریتانیاییها متحد شده بودند.