ذات رجل

لغت نامه دهخدا

ذات رجل. [ ت ُ رِ ] ( اِخ ) موضعی است به دیار عرب. مثقب عبدی گوید:
مررن علی شراف فذات رجل
و نکبن الذرانح بالیمین.( معجم البلدان ).و ابن الأثیر در المرصع ذات رجل این شعر را گوید به دیار کلب در شام است. || و نیز جایگاهی است به زمین بکربن وائل. ( المرصع ). و یاقوت گوید: از ارض بکربن وائل از اسافل حزن. || و نیز محلی نزدیک یمامة. ( المرصع ).

فرهنگ فارسی

موضعی است بدیار عرب.

جمله سازی با ذات رجل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در حـديـثـى از پـيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) چنين مى خوانيم: سبعة يظلهمالله فـى ظـل عـرشـه يـوم لا ظـل الا ظـله: امـام عـادل، و شـاب نـشـا فـى عـبـادة الله عـز وجـل، و رجـل قـلبـه. متعلق بالمسجد اذا خرج منه حتى يعود اليه، و رجلان كانا فى طاعةالله عـز و جـل فـاجـتـمـعـا عـلى ذلك و تـفـرقـا، و رجـل ذكـر الله عـز وجـل خـاليـا فـفـاضـت عـيـنـاه، و رجـل دعـتـه امـراة ذات حـسـن وجمال فقال انى اخاف الله تعالى، و رجل تصدق بصدقة فاخفاها حتى لا تعلم

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز