لغت نامه دهخدا
خرد شکستن.[ خ ُ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) ریزریز شدن:
برآمد بسنگ گران سنگ خرد
همان و همین سنگ بشکست خرد.فردوسی.
خرد شکستن.[ خ ُ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) ریزریز شدن:
برآمد بسنگ گران سنگ خرد
همان و همین سنگ بشکست خرد.فردوسی.
ریز ریز شدن
💡 قدرت شکستن، با کمک آن میتوانند اجسام مختلف را خرد کنند.