جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تفسیر فوق، شباهت نزدیکی به آرای گذشتگان یونان باستان دارد؛ آنجا که گمان میکردند هرکسی به هرنتیجهای رسد، صرفاً برداشت شخصی او بوده و الزامی نیست تا آن را حقیقت مطلق قلمداد کند.
💡 آلفرد نورث وایتهد ریاضیدان انگلیسی ای که تبدیل به فیلسوف آمریکایی شد این گونه میگوید: «هیچ حقیقت مطلقی وجود ندارد. تمامی حقایق در بخشی از خود حقیقی هستند. کار شیطان است که میخواهد آنها را حقیقت محض جلوه دهد.»
💡 هیچ چهرهٔ مقتدری را نمیتوان در میان هندوان سراغ گرفت که مدعی آن باشد که مبیّن حقیقت مطلق، انحصار قوانین نافذ و الگویی با کاربرد جهانی باشد.
💡 به صورت آتمان که حقیقت مطلق است و روشنائی آن قائم به خود اوست.
💡 از سوی دیگر هریس معتقد است که انتظار احترام متقابل بین اعتقادات مذهبی مختلف و متناقض ناممکن است، زیرا هر مذهبی خود را حقیقت مطلق میشناسد و دیگر مذاهب را دروغی و اشتباه میداند. در چنین سیستم فکری نمیتوان احترام متقابل واقعی را امید داشت. هریس از این امر نتیجه میگیرد که میانهروی دینی پایه عقلی استواری ندارد.
💡 هرکس گویندۀ این سخن باشد تئوری معاصر نزدیکی دائمی به حقیقت مطلق به وسیلۀ نسلهای مختلف بشری را در عبارتی بسیار عالی بیان کرده و اگر از بزرگمهر است، نشانۀ ژرفبینی شگرف اوست.