بانبی

لغت نامه دهخدا

بانبی. [ ن َ ] ( ص نسبی ) منسوب به بانب از دههای بخارا. ( از معجم البلدان ) ( از انساب سمعانی ).
بانبی. [ ن َ ] ( اِخ ) حلوان بن سمرةبن ماهان...ابوالطیب بانبی بخارایی از روات بود و سهل بن شاذویه از وی روایت کرده است. ( از معجم البلدان ).
بانبی. [ ن َ ] ( اِخ ) ابوسفیان وکیعبن احمدبن المنذر همدانی بانبی بخارایی. او ازاسرائیل بن سمیدع حدیث بازگفت. ( از معجم البلدان ).

جمله سازی با بانبی

💡 داهو (چینی ساده‌شده: 褡护؛ چینی سنتی: 褡護؛ پین‌یین: Dāhù�) نوعی ژاکت است که خاستگاه آن دودمان مینگ بود. در دودمان مینگ، داهو یا نوع جدیدی از بانبی چینی: 半臂؛ ت.ت. 'half-arm'� یک ژاکت بدون آستین بود، که طراحی‌هایش تحت تأثیر مد در سلسله یوآن مغول قرار گرفت. داهو را می‌توان بر روی روپوش ترلیگ یا زیر روپوش یقه گرد پوشید.