لغت نامه دهخدا
بی ضر. [ ض َرر / ض َ ]( ص مرکب ) ( از: بی + ضر ) بی ضرر. بی زیان:
سِیُمْشان بد او مه که هرگز نجوید
مگر خیر بی شر یا نفع بی ضر.ناصرخسرو.رجوع به ضر شود.
بی ضر. [ ض َرر / ض َ ]( ص مرکب ) ( از: بی + ضر ) بی ضرر. بی زیان:
سِیُمْشان بد او مه که هرگز نجوید
مگر خیر بی شر یا نفع بی ضر.ناصرخسرو.رجوع به ضر شود.
بی ضرر ٠ بی زیان ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی مر جهل را ضرّی است بی نفع یکی مر علم را نفعی است بی ضر
💡 سفر بسیار کردم راست گفتی سفرهایی همه بی سود و بی ضر