بی نفع

لغت نامه دهخدا

بی نفع. [ ن َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + نفع ) بدون سود. بی فایده. بی بهره:
نفع و ضر و خیر و شر از کار و بار مردمست
پس تو چون بی نفع و خیری، بل همه شری و ضر؟ناصرخسرو.و رجوع به نفع شود.

فرهنگ فارسی

بدون سود ٠ بیفایده ٠ بی بهره ٠

جمله سازی با بی نفع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برق قضا گرم شد دشمن بی نفع سوخت باد اجل تند گشت گلبن بی بر شکست

💡 باشد قبول، طاعت بی نفع بت پرست گر سجده پیش قبله رویت چو من کند

💡 در کمال ناکسان کی بوی خاصیت بود خار صحرا هم گل بی نفع بسیار آورد

💡 یا بیا کن دل ز خون چون نار و نفع خلق شو ورنه رخ را رنگ ده بی نفع چون گلنار باش

💡 ای که داری سر سودای تجارت بی نفع هیچ سرمایه به از جوهر دانایی نیست

بی آزار یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
لس شدن یعنی چه؟
لس شدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز