زواهر
مترادفها
ظواهر، جلوهها، نمودها
متضادها
بواطن، باطن
لغت نامه دهخدا
زواهر. [ زَ هَِ ] ( ع ص، اِ ) روشنها و بلندها. ج ِ زاهره که بمعنی روشن و بلند است. ( غیاث ) ( آنندراج ). روشن ها. ( فرهنگ فارسی معین ): مناقب او در همه جهان چون ثواقب درخشان بود و مآثر او چون زواهر بر صفحه ایام ظاهر. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 308 ). جواهر زواهر الفاظ... ( روضةالعقول، از فرهنگ فارسی معین ). || بمعنی شکوفه ها نیز نوشته اند. ( غیاث ) ( آنندراج ). مأخوذ از تازی، گلهای رعنا و نیک منظر. ( ناظم الاطباء ). || زینتها و آرایشها و پیرایه ها. ( ناظم الاطباء ): چنانچ دیگر جواهر و زواهر و نقره و طلا در خزینه می نهادند. ( تاریخ قم ص 6 ).
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) جمع زاهره روشنها: [[ جواهر زواهر الفاظ ]].
جمله سازی با زواهر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غیر از آنچه ذکر شد او در موضوع قرآن و مثنوی مولوی نیز آثاری به یادگار گذاشت؛ از جمله: ۱- تصحیح شرح مثنوی خوارزمی به نام جواهر الاسرار و زواهر الانوار که به عنوان کتاب سال برنده جایزه گردید. ۲- تصحیح شرح دیگری در باب مثنوی با عنوان اسرار الغیوب نوشته خواجه ایوب. ۳- کشف الابیات مثنوی بر اساس چاپ نیکلسون که از آثار مرجع در ادبیات فارسی است. در باب قرآن پژوهی فهرست تفسیر کشف الاسرار و عده الابرار که از تفاسیر قرآن و منبعی در احادیث و اقوال صوفیان بهشمار میرود و چهارده روایت قرآن نیز از دیگر پژوهشهایی قرآنی ایشان محسوب میشود. در زمینه حافظ افزون بر مقالات متعدد، اثری با عنوان دیوان حافظ با معانی اشعار و لغات ابیات و شرح زیباییهای ابیات نگاشتهاند که به گفته هروی میتوان آن را دائرةالمعارف حافظ نامید.
💡 ۱۸- جواهر الاسرار و زواهر الانوار (شرح مثنوی مولوی)، ۴ جلد، اصفهان: مشعل، ۱۳۶۱ و چاپ دوم، تهران: اساطیر، ۱۳۸۴.