زوانی

لغت نامه دهخدا

زوانی. [ زَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ زانیة. ( ناظم الاطباء ). در اقرب الموارد زَوان جمع زانیة آمده است: زنی الرجل... و زناءً ( یأی )؛ فجر فهو زان. ج، زناة و هی زانیة. ج، زَوان. ( اقرب الموارد ). رجوع به زَوان شود.

فرهنگ فارسی

جمع زانیه در اقرب الموارد زوان جمع زانیه آمده.

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز