فرهنگ فارسی
( آشتی کردن ) ( مصدر ) آشتی کردن با... اصلاح کردن بااو سازش کردن با وی.
( آشتی کردن ) ( مصدر ) آشتی کردن با... اصلاح کردن بااو سازش کردن با وی.
آشتیکردن
دوستی کردن پس از رنجش و آزردگی. شرح آشتی کردنمان مفصل است. «جمالزاده»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفت: آن روز که آشتی کردند، پای برهنه بودم. باز شرم دارم که کفش در پای کنم. و نیز حق تعالی میگوید: زمین را بساط شما گرداندم. بر بساط پادشاهان ادب نبود با کفش رفتن.
💡 در ۵ دسامبر ۲۰۱۸ کاردی بی در حساب اینستاگرام خود اعلام کرد که از آفست جدا شدهاست. اما کمی پس از عذرخواهیهای پیاپی آفست، آنها دوباره آشتی کردند.
💡 روز و شب گرگ آشتی کردند و اینک مهر و ماه نور خود بر یوسف مصر آستان افشاندهاند
💡 چه گویمت که بهنگام آشتی کردن میان لاغر او در کنار من چه خوشست
💡 چنان بلطفش اضداد آشتی کردند که می بسازد با یکدیگر چهار ارکان
💡 چنان بیمن تو اضداد آشتی کردند که خوشدلی و هنر را بهم معانقتست