لغت نامه دهخدا
گل زرده. [ گ ُ زَدَ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان خزل شهرستان نهاوند واقع در 54000گزی شمال باختری شهر نهاوند. دارای 40 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5. ).
گل زرده. [ گ ُ زَدَ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان خزل شهرستان نهاوند واقع در 54000گزی شمال باختری شهر نهاوند. دارای 40 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5. ).
ده کوچکی است از دهستان خزل شهرستان نهاوند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 می کند با داغ فرمان تو برگردون چرا زرده ی خورشید مشرق تاز گرم تیزگام
💡 کفر و ایمان دان در این بیضه سپید و زرده را واصل و فارق میانشان برزخ لایبغیان
💡 زرده تخم مرغ، لسیتین، حبوبات، گوشت قرمز، شیر، سویا و غلات کامل.
💡 چه جای پند و نصیحت چو من ز دست شدم چه سود نعل زر اکنون که لنگ شد زرده
💡 هرگه که رای باشدش این زرده خنک را بیرون کشد بیک نفس از زیر ران چرخ
💡 زرده تخم مرغ سبك و زود هضم اما سفيده آن سنگين و ديرتر هضم مى گردد.