دید زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) برآورد کردن. تخمین کردن قیمت چیزی یا حاصل و وزن زراعت و جز آن را چنانکه مثلاً گویند میوه امساله را ده خروار دید زده اند حرز. خرص کردن. تخمین کردن چنانکه خرج بنایی که ساختن آن خواهند. ( از یادداشت مؤلف ).
(زَ دَ ) (مص م. ) (عا. ) ۱ - تخمین زدن قیمت چیزی، برآورد کردن حاصل زراعت. ۲ - چشم چرانی.
( مصدر ) تخمین زدن چیزی یا حاصل زراعت را.
بر آورد کردن.
(عا.)
تخمین زدن قیمت چیزی، برآورد کردن حاصل زراعت.
چشم چرانی.
💡 یک زن آمریکایی به نام جولیا به همراه همسرش فرانسیس (که در کار بازاریابی است) به بخارست نقل مکان میکند. فرانسیس، که مادرش رومانیایی است، به این زبان مسلط است، اما جولیا نه. این زوج به یک آپارتمان با یک پنجره بزرگ نقل مکان میکنند. جولیا بلافاصله متوجه مردی میشود که در پنجره ای از ساختمان روبروی خیابان به بیرون خیره شده است. در حالی که فرانسیس ساعتهای طولانی کار میکند، جولیا تلاش میکند تا با شهر آشنا شود و شروع به یادگیری زبان رومانیایی میکند. با این حال حضور دائمی مردی در پنجره که به نظر میآید در حال دید زدن اوست، جولیا را عصبی میکند.
💡 «فرانک مورفی» مأمور پلیس که خاطرات تلخ جنگ ویتنام همچنان آزارش میدهد، همراه دستیار جدیدش، «لایمنگود»، عضو گروه گشت شبانه هلیکوپتر پلیس در لس آنجلس است. «مورفی» به «لایمنگود» میگوید که یکی از تفریحات آنان هنگام کار، دید زدن خانههای مردم است. در یکی از این چشم چرانیها، آنان شاهد درگیری و هفت تیرکشی دو نفر میشوند و…