تنگ ظرف

لغت نامه دهخدا

تنگ ظرف. [ ت َ ظَ ] ( ص مرکب ) مرادف تنک ظرف به کاف تازی. ( آنندراج ):
دیدن لعل لبش خاموش می سازد مرا
تنگ ظرفم، رنگ می مدهوش می سازد مرا.صائب ( از آنندراج ).ز چشم تنگ ظرف خود به چشمت برنمی آیم
چسان گرداب گیرد بحر را در حلقه دامی.بیدل ( از آنندراج ).و حق آنست که در این هر دو بیت محمول بر حقیقت است. ( آنندراج ). || پریشان و دلتنگ و ساده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تنک ظرف و ماده بعد شود.

فرهنگ فارسی

مرادف تنک ظرف به کاف تازی.

جمله سازی با تنگ ظرف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کامیاب از باده نتوان شد به جام تنگ ظرف می شود سیراب هر کس می گذارد سر در آب

💡 کمیت حوصله ام، فیض تنگ ظرفان را نه هر چه قطرگی آموخت کوثری داند

💡 آب حیوان را کند همکاسه بد ناگوار تنگ ظرفان توبه صائب از شرابم داده اند

💡 در بحر تنگ ظرف جهان، چند چون حباب در دل گره کنم نفس آرمیده را؟

💡 شش جهت چون کشتی بی‌بادبان در زلزله از تنگ ظرفی نگردد تنگ بر تو حوصله

💡 درین میخانه با ته جرعه قسمت قناعت کن که گردد تنگ ظرف از جام مالامال رسواتر

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز