لغت نامه دهخدا
چراغ گل شدن. [ چ َ / چ ِ گ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) لازم چراغ گل کردن. ( آنندراج ). خاموش شدن چراغ. نشستن چراغ. چراغ مردن.
چراغ گل شدن. [ چ َ / چ ِ گ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) لازم چراغ گل کردن. ( آنندراج ). خاموش شدن چراغ. نشستن چراغ. چراغ مردن.
لازم چراغ گل کردن. خاموش شدن. چراغ. نشستن چراغ. چراغ مردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل از خیال رخت سرخوش ایاغ گل است نگه بروی تو پروانه چراغ گل است
💡 چراغ گل که از وچشم باغ روشن بود ز شرم روی تو پنهان به زیر دامن شد
💡 چراغ گل به نسیم بهانه ای بندست مبر به سیر چمن آستین فشانان را
💡 به صد چراغ گل و لاله ره برون نبرد اگر نسیم در آن طره بلند افتد
💡 شود ز خاک چمن، تا چراغ گل روشن بود ز آب صفا، تا رخ گهر تابان
💡 بزمخاموشیست از پاسنفس غافل مباش بر پر پروانه تشویش چراغ گل مبند