قلعه سحر

لغت نامه دهخدا

قلعه سحر. [ ق َ ع َ س َ ح َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میان آب ( بلوک عنافجه ) بخش مرکزی شهرستان اهواز، واقع در 36 هزارگزی شمال اهواز و کنار شوسه اهواز به اندیمشک نزدیک رود کرخه. موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن گرمسیری است. سکنه آن 300 تن است. آب آن از رودخانه کرخه و نهر شاپور و محصول آن غلات، برنج و شغل اهالی زراعت است. راه در تابستان اتومبیل رو است. در این آبادی محلی بنام خشنامی است که آثار ابنیه باستانی در آن مشاهده میشود. دبستان و آسیاب موتوری دارد. و ساکنین از طایفه الحائی هستند. این آبادی را خرم دژ هم میگویند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان میان آب بخش مرکزی شهرستان اهواز واقع در ۳۶ هزار گزی شمال اهواز و کنار شوسه اهواز به اندیمشک نزدیک رود کرخه. موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن گرم سیری است.

جمله سازی با قلعه سحر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بل یک دختر زیبا و جوان است. یک دیو بل را در ازای آزادی پدر بل در قلعه خودش زندانی می‌کند. بل با وجود ترس با کارکنان سحر شده قلعه دیو دوست می‌شود و یاد می‌گیرد که چگونه به قلب و روح انسان‌مندانه درون دیو پی ببرد. در همین حین یک شکارچی به نام گاستون که می‌خواهد به هر قیمتی بل را بدست آورد سعی در نجات او از زندان دارد.