لغت نامه دهخدا
خرم دژ. [ خ ُرْ رَ دِ ] ( اِخ ) نام دیگر قلعه سحر است. رجوع به قلعه سحر شود.
خرم دژ. [ خ ُرْ رَ دِ ] ( اِخ ) نام دیگر قلعه سحر است. رجوع به قلعه سحر شود.
نام دیگر قلعه سحر است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنان نباید بودن که گر سرش ببرند به سر بریدن او دوستان خرم گردند
💡 سیرم علیا، روستایی از توابع بخش پاپی شهرستان خرمآباد در استان لرستان ایران است.
💡 به درد عشق غمخواری ندارم، خرم آن جمعی که گر خاری رود در پای ایشان، سوزنی دارند
💡 سرمرغ سفلی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان خرمآباد در استان لرستان ایران است.
💡 ای خرم آن زمان که بود بر حلیم گرم در پیش من کشیده بود مطبخی ایاغ
💡 طبع زمانه خرم و خندان و تازه روی از تیرگی و گریه ابر دژم شود