بارجه

بارجه

لغت نامه دهخدا

( بارجة ) بارجة. [ رِ ج َ ] ( معرب، اِ ) کشتی بزرگ جنگی. ( منتهی الارب ). ج، بوارج. جهاز یا کشتی بزرگ جنگی. ( آنندراج ). ساختمان بزرگ جنگ. ( دِمزن ). بیرونی گوید: کلمه هندیست از ریشه «بیره » تعریب شده است و آنرا بر بوارج جمع بسته اند. و چون راهزنان دریائی در ساحل هند کشتی ها را غارت میکردند آنان را بدین نام خواندند چنانکه یاران همین دسته را در دریای روم قرصان خواندند. ( ماللهند ).
بارجة. [ رِ ج َ ] ( ع ص، اِ ) مردبسیارشرّ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

کشتی بزرگ جنگی

دانشنامه عمومی

بارجه (پیمونت). بارجه ( به ایتالیایی: Barge ) یک کومونه در ایتالیا است که در استان کونیو واقع شده است. بارجه ۸۲٫۳ کیلومتر مربع مساحت و ۷٬۷۵۸ نفر جمعیت دارد و ۳۱۶ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
شهرهای آنونی و Freyre خواهرخوانده های بارجه ( پیمونت ) هستند.

جمله سازی با بارجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کفر بارجه (به عربی: کفر بارجة) یک روستا در سوریه است که در ناحیه صوران (حلب) واقع شده‌است. کفر بارجه ۱۲۶ نفر جمعیت دارد.

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز