لغت نامه دهخدا
بی کتاب. [ ک ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + کتاب ) که کتاب ندارد. || لاکتاب. بی دین. مشرک. || در تداول عامه و لوطیان، دشنام گونه ای است بمعنی کافر، بی دین. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به کتاب شود.
بی کتاب. [ ک ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + کتاب ) که کتاب ندارد. || لاکتاب. بی دین. مشرک. || در تداول عامه و لوطیان، دشنام گونه ای است بمعنی کافر، بی دین. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به کتاب شود.
که کتاب ندارد. یا لا کتاب. بی دین مشرک. یا در تداول عامه و لوطیان دشنام گونه ایست بمعنی کافر بی دین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این چنین گفته های مستانه خوانده ام بی کتاب این عجب است
💡 دهدت دیده تا شوی بینا بی کتابی ترا کند استا
💡 لیک تفتیش خطی آسان نیست خواندنش کار بی کتابان نیست
💡 بیا که دفتر اوراق پای تا سر خویش ب آب عشق بشوئیم و بی کتاب شویم
💡 جاهل و پست و بی کتاب و شرور ظالم و دون و طامع و مغرور