بهاریات

مترادف‌ها

گل‌های بهاری، شکوفه‌های بهاری

لغت نامه دهخدا

بهاریات. [ ب َ ری یا ] ( اِ ) ج ِ بهاریه. قصایدی که درباره بهار گفته شود. ( فرهنگ فارسی معین ):
بهار آمد، بهار آمد بهاریات باید گفت
بگو ترجیع تا گویم شکوفه از کجا بشکفت.مولوی.و رجوع به بهاریه شود.

فرهنگ فارسی

جمع بهاریه قصایدی که دربار. بهار گفته شود: ( بهار آمد بهار آمد بهاریات باید گفت بگو ترجیع تا گویم شکوفه از کجا بشکفت ) ( مولوی )
جمع بهاریه. قصایدی که دربار. بهار گفته شود.

جمله سازی با بهاریات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تنها اثر به‌جامانده از بهرام پژدو بهاریات نام دارد. این کتاب ۳۳۰ بیت دارد و در سال ۶۳۶ هجری خورشیدی نوشته‌است. بهرام در اشعارش به ستایش بهار، نوروز، راستی، شاهانِ پشتیبان مزداپرستی و کسانی که در آینده اشعارش را زنده نگاه دارند، می‌پردازد. با این حال، ژاله آموزگار معتقد است که بهاریات به لحاظ ادبی اثر قابل توجهی نیست.

💡 قدیمی‌ترین نسخهٔ خطی بهاریات مربوط به سال ۱۰۳۲ است که بخشی از یک مجموعهٔ بزرگتر بوده‌است. این اثر هم‌اکنون در کتابخانهٔ عمومی سن پترزبورگ روسیه نگهداری می‌شود.

💡 بهار آمد بهار آمد، بهاریات باید گفت بکن ترجیع، تا گویم: « شکوفه از کجا بشکفت »

💡 با رسیدن فصل نو، باغچه‌ی کوچک ما مملو از بهاریات رنگارنگ شده است که با بوی خوش گل‌های تازه، فضای خانه را بسیار دلپذیر و آرام کرده‌اند.

💡 در این جشنواره‌ی سالانه، مجموعه‌ای از زیباترین بهاریات و گل‌های فصل به نمایش گذاشته شده است تا گردشگران از تماشای این زیبایی‌های طبیعی لذت زیادی ببرند.

💡 چیدمان سفره هفت‌سین معمولاً با استفاده از انواع بهاریات و گل‌های تازه مانند سوسن و لاله انجام می‌شود تا نمادی از نوزایی و شروع دوباره زندگی باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران