بهار کردن

لغت نامه دهخدا

بهار کردن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شکفته شدن گل و شکوفه. ( فرهنگ فارسی معین ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) شکفته شدن گل و شکوفه.
شکفته شدن گل و شکوفه.

جمله سازی با بهار کردن

💡 بخش دیگری از سیاوشان، اسطوره‌ای است معروف، اسطوره مرگ و زندگی، پژمردن و بهار کردن که نمونه هائی در آئین‌های دیگر چه در آسیا، چه در آفریقا و چه در آمریکای جنوبی دارد. در این داستان‌ها خزان کامل (مرگ سیاوش) و بهار پس از آن (تولد کیخسرو پس از مرگ سیاوش) و نیز رفتن سیاوش به درون آتش (به نشانه خزان) و زنده آمدن او (بهار) دیده می‌شود. اسطوره نماد مرگ و رستاخیز و تابع الگوی خزان و بهار است.. آداب آن به منظور تشویق نیروهای آسمانی برای ادامه دادن به بخشایش‌های سالانه منابع حیات است…

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز