تدفعني

🌐 بهم فشار میاد

«تدفعني» یعنی «مرا هل می‌دهی»، «مرا دور می‌کنی»، «مرا می‌رانی» یا «مرا دفع می‌کنی». این صورت وقتی به کار می‌رود که فاعل دوم‌شخص مفرد یا مؤنث باشد و مفعول «مرا» باشد. در معنای مجازی هم ممکن است به «مرا به سوی چیزی سوق می‌دهی» یا «از چیزی بازمی‌داری» اشاره کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 من را هل بده

📌 مرا بران

📌 به من پول بده

📌 باعث میشه من

📌 مرا متمایل می‌کند

جمله سازی با تدفعني

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محبتكم الصادقة تدفعني إلى الاستمرار رغم التعب.

عشق خالصانه شما به من انگیزه می‌دهد که با وجود خستگی ادامه دهم.

💡 ثقتك الكبيرة بي تدفعني إلى العمل بجدية أكبر.

اعتماد زیاد شما به من، انگیزه بیشتری برای تلاش بیشتر به من می‌دهد.

💡 ‬أنا الذي كان يتقي الحب بكل ما أوتي من حواجز‪ ,‬ويمنع‬ ‫ً‬ ‫بعيدا‪ ,‬ثم تدفعني ّ‬ ‫بكل قوة َ‬ ‫ونهمٍ للسالم‬ ‫نفسه بدافع الخوف منه‪

من که با هر مانعی که در اختیار داشتم از عشق محافظت می‌کردم و آن را دور نگه می‌داشتم، اکنون با تمام قدرت و حرص و طمعم به سوی خودِ صلح رانده می‌شوم، در حالی که از آن می‌ترسم.

💡 الظروف الصعبة تدفعني إلى البحث عن حلول جديدة.

شرایط دشوار مرا به جستجوی راه حل های جدید سوق می دهد.

💡 ‬لم أتكلم أبدا لكن طاقة‬ ‫ما كان تدفعني ألنهض وأقبلها.

من هرگز حرفی نزدم، اما نیرویی مرا وادار کرد که بلند شوم و او را ببوسم.

💡 أحيانًا تدفعني احلامم إلى العمل بجدٍّ أكثر من أيِّ وقتٍ مضى.

بعضی وقت‌ها رویاهایم باعث می‌شوند که بیشتر از قبل تلاش کنم.

💡 ‬وظالل ضحكات “ريم” ومن يف املنزل تدفعني لعامل النوم بسكونه‬ ‫وأحالمه‪.

سایه‌های خنده‌ی ریم و کسانی که در خانه هستند، مرا به سوی دنیای خواب با آرامش و رویاهایش سوق می‌دهند.

💡 ‫ترد عمرة بهدوئها المعتاد‪:‬‬ ‫‪ ‬اذن أنت تدفعني لطلب المساعدة من جدي ليتفاوض معك؟

عمره با آرامش همیشگی اش پاسخ می دهد: پس تو داری من را تحت فشار می گذاری که از پدربزرگم برای مذاکره با تو کمک بگیرم؟

ارساها یعنی چه؟
ارساها یعنی چه؟
موقتا یعنی چه؟
موقتا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز