لغت نامه دهخدا
بچشم خودبین. [ ب ِ چ َ / چ ِ م ِ خوَد / خُدْ ] ( نف مرکب ) شاهد عینی. || که بیراهی پردگی خود را بچشم بیند. که شاهد عینی انحراف اخلاقی بسته خود باشد. قرطبان. دیوث. قلتبان. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به قرطبان شود.
بچشم خودبین. [ ب ِ چ َ / چ ِ م ِ خوَد / خُدْ ] ( نف مرکب ) شاهد عینی. || که بیراهی پردگی خود را بچشم بیند. که شاهد عینی انحراف اخلاقی بسته خود باشد. قرطبان. دیوث. قلتبان. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به قرطبان شود.
شاهد عینی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخود نظاره کنیم ار بچشم خودبینی چگونه لاف توانیم زد که بینائیم