لغت نامه دهخدا
زوال کردن. [ زَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کاستن و فرسودن. || فانی کردن. ( ناظم الاطباء ).
زوال کردن. [ زَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کاستن و فرسودن. || فانی کردن. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۳۴۸، شازده احتجاب، اولین رمان هوشنگ گلشیری نیز منتشر شد که به نظر احمد کریمی حکاک، پژوهشگر ادبی، به سرعت مورد استقبال جامعهٔ روشنفکری ایران واقع شد و نام گلشیری را بهعنوان یک داستاننویس جوان و زبردست مطرح کرد. این رمان، داستان زوال سه نسل از شاهزادگان قاجار را روایت میکند. کریمی حکاک معتقد است استفاده گلشیری از تکنیک جریان سیال ذهن و تلفیق کردن مضمون و روش، این رمان را به عنوان اثری بدیع در سیر رماننویسی در ایران بدل کردهاست. گلشیری در کتاب بعدی خود، کریستین و کید تلاش کرد از شگردهای جدید در رمان نو بهرهگیری نماید. یکی از این شگردها، که او در آثار سالهای پس از انقلابِ خود ازجمله آیینههای دردار نیز استفاده کرد، بهکارگیری روایتگری به عنوان بخشی از روایت داستان است.
💡 به گفته جیمز هاوار-جانسون، از «قرن سوم پیش از میلاد تا قرن هفتم پس از میلاد، بازیگران صحنه قدرت [در شرق]، نیروهای سیاسی عظیم و جاهطلبی بودند که توانایی ضمیمه کردن مناطقی فراتر از مرزهای خود را داشتند». با این پیشزمینه، ایرانیان و رومیها در حالی با یکدیگر روبرو شدند که هرکدام از آنها، بخشهایی از امپراتوری درحال زوال سلوکی را به قلمروی خود ضمیمه کرده بودند.