شرم زده

لغت نامه دهخدا

شرم زده. [ ش َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) خجل و شرمنده. ( ناظم الاطباء ). شرمگین. شرمنده. ( از آنندراج ). شرم زد. شرمسار. شرمگین. شرمگن. شرمناک: او از کردار خود شرم زده بود. ( یادداشت مؤلف ): تخفیر؛ شرم زده کردن. ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ): پس جماعت بنی اسرائیل همه باز پیش آمدند گناهکار و شرم زده. ( ترجمه تاریخ طبری بلعمی ). این احمدبوشره در پیش شیخ بگذشت شرم زده. ( اسرار التوحید ).
ای شرم زده غنچه مستور ازتو
حیران و خجل نرگس مخمور از تو.حافظ.- شرم زده شدن؛ خجل شدن. ( یادداشت مؤلف ): گفت اگر از شما وام خواست برای ما خواست عبداﷲ شرم زده شد. ( تذکره الاولیاء عطار ج 2 ص 335 ). رجوع به شرم زد شود.
|| پشیمان. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) خجل شرمسار شرمنده.

جمله سازی با شرم زده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وَ لا تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ (۸۷) و مرا شرم زده مکن آن روز که برانگیزانند.

💡 آنکه زان حادثه زو شرم زده بود قضا آنکه زین موهبه زو شادروان گشت قدر

💡 حميد بن مسلم مى گويد: ديدم كه شمر شرم زده سر به زير انداخت كه برود، ولى مورد حمله زهير بن قين و ده تن از ياران او قرار گرفت و به ضرب شمشير آنان ناچار به عقب نشينى از اطراف خيمه هاى حرم شد. در اين حمله، ابوعزه ضبائى، از ياران شمر، به خاك درغلتيد و به دست اصحاب امام كشته شد.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
تقاص یعنی چه؟
تقاص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز