این کلمه در زبان عربی و در کاربردهای لغوی مختلف، معانی گوناگونی دارد که مهمترین آن جمع واژه «خشن» به معنای درشت، زبر و سخت است. در این معنا، «خشان» برای توصیف اشیاء یا ویژگیهایی به کار میرود که لطافت و نرمی ندارند و دارای حالت زبری و خشونت ظاهری یا رفتاری هستند. در کاربرد دیگری، این واژه به معنای درشتی کردن در گفتار یا رفتار با دیگران نیز آمده است و به نوعی برخورد تند و غیرملایم اشاره دارد. در این مفهوم، خشان بیانگر حالتی از تندی و سختگیری در تعامل انسانی است. علاوه بر این معانی، «خشان» در منابع تاریخی به عنوان نام برخی افراد، قبایل یا تیرههای عربی نیز ذکر شده است که نشاندهنده کاربرد خاص آن در نامگذاریهای قبیلهای و نسبشناسی است. در برخی متون جغرافیایی نیز به نام مکان یا روستا اشاره شده که امروزه نیز در برخی نقاط ایران به صورت نام محلی باقی مانده است. بنابراین، این واژه علاوه بر معنای وصفی، دارای کاربردهای اسمی و تاریخی نیز هست. در مجموع، خشان هم به معنای جمع خشن و سخت، هم به معنای درشتی در رفتار، و هم در برخی موارد به عنوان نام خاص افراد یا مناطق به کار رفته است. این تنوع معنایی باعث شده است که فهم دقیق آن وابسته به زمینه کاربرد در متن باشد.
خشان
لغت نامه دهخدا
خشان. [ خ ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ خشن. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ).
خشان. [خ ِ ] ( ع مص ) درشتی کردن با کسی در سخن یا در کار. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ). رجوع به مخاشنه شود.
خشان. [ خ ُ ] ( اِخ ) نام جد عبدالعزیزبن بدربن زیدبن معاویه است و اسم او عبدالعزی بود و سپس پیغمبر نام او را تغییر داد. ( از منتهی الارب ).
خشان. [ خ ُ ] ( اِخ ) نام پسر لای بن عصم است. ( از منتهی الارب ).
خشان. [ خ َ / خ ِش ْشا ] ( اِخ ) بطنی است از مدحج. ( از انساب سمعانی ).
فرهنگ فارسی
بطنی است از مدحج
جمله سازی با خشان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز ششتر تا به شام اندر شکر گیر ز عمان تا بد خشان در گهر گیر
💡 خشان (شوش)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان شوش در استان خوزستان ایران است.