بازار ملک

لغت نامه دهخدا

بازارملک. [ م َ ] ( اِخ ) نام یکی از چهار بازار شهربند هرات و مولانا شهاب الدین عبدالرحمن لسان در آنجاحمامی ساخته است. رجوع به روضات الجنات چ امام ص 78 وحبیب السیر چ قدیم طهران جزو سیم از ج 3 ص 213 شود.

جمله سازی با بازار ملک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به بازار ملک دلهای پر غم ز هر سو یک به یک افتاده در هم

💡 گرم است مشتری و گهر میدهد بها به ز این مخواه گوهر بازار ملک و دین

💡 شاه خود بیمار و مانده بی‌دوا بیمار ملک رشوت و تزویر و دزدی رایج بازار ملک

💡 بادا همیشه رونق بازار ملک تو تا کاین است و فاسد از ادوار روزگار

💡 خوبانش به تاریکی بازار ملک چون آب خضر نهان شده در ظلمات

طلعت پاشا یعنی چه؟
طلعت پاشا یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز