شهاب الدین

شهاب‌الدین به معنای نور دین است، کسی که وجودش برای دین درخشان و روشنایی‌بخش است. شهاب‌الدین یحیی بن حبش بن امیرک ابوالفتوح سهروردی، که به شهاب‌الدین سهروردی معروف است و به عنوان شیخ اشراق شناخته می‌شود، یکی از فیلسوفان برجسته ایرانی است که در سال‌های ۵۴۹ تا ۵۸۷ هجری قمری زندگی می‌کرد. او اهل شهر سهرورد در زنجان بود و به عنوان یکی از بزرگ‌ترین فلاسفه تاریخ ایران شناخته می‌شود که حکمت خسروانی ایران باستان را دوباره زنده کرد. سهروردی در زمینه‌های اصول فقه و فقه نیز دانش و تسلط زیادی داشت و به عنوان شاعر نیز شناخته می‌شد. همچنین، شیخ اشراق، شهاب‌الدین سهروردی بنیان‌گذار فلسفه اشراقی است که در برابر فلسفه ارسطویی به ظهور رسید.

فرهنگ فارسی

محمود بن طغتگنی از آل بوری ( اتابکان دمشق ) جل. ۵۲۹ ه.ق./ ۱۱۳۴ م. - ۵۳۳ ه.ق./ ۱۱۳۸ م. )

فرهنگ اسم ها

اسم: شهاب الدین (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: ša(e)hāboddin) (فارسی: شهاب‌الدين) (انگلیسی: shahaboddin)
معنی: نور دین، آن که چون ستاره ی روشنی در دین است، نورِ دین، آن که وجودش برای دین تابناک است، ( اَعلام ) ) شهاب الدین عبدالله کرمانی: [قرن و هجری] خوشنویس، شاعر و ادیب و موسیقیدان ایرانی، جانشین علیشیر نوایی در وزارت سلطان حسینی بایقرا، ) شهاب الدین عمرابن محمّد: ( شهاب الدین سهروردی ) [، قمری] صوفی ایرانی، از پیشوایان فرقه ی سهروردیه، مؤلف عوارف المعارف به عربی، ) شهاب الدین همدانی: [قرن هجری] صوفی و روحانی ایرانی مقیم هند، مؤلف ذخیرة الملوک، ) شهاب الدین یحیی بن حبش: ( = شیخ اشراق ) [حدود، قمری] فیلسوف ایرانی بنیانگذار فلسفه ی اشراق، در حلب از سوی فقیهان به الحاد متهم شد و به فرمان صلاح الدین ایوبی او را کشتند، از آثار اوست: حکمت اشراق، تلویحات، مَشارع و مطارحات و هیاکِل نور، همه به عربی و داستانهای عرفانی به فارسی از جمله: آواز پر جبرئیل، روزی با جماعت صوفیان، عقل سرخ و لغت موران، آن که چون ستاره روشنی در دین است، نام حکیم معروف قرن ششم، شهاب الدین سهره وردی

دانشنامه عمومی

شهاب الدین (افغانستان). شهاب الدین یک منطقهٔ مسکونی در افغانستان است که در ولایت بغلان واقع شده است.
شهاب الدین (مشگین شهر). شهاب الدین یک روستا در ایران است که در دهستان نقدی واقع شده است. شهاب الدین ۳۶ نفر جمعیت دارد.

جملاتی از کلمه شهاب الدین

قدوه اهل کرم ای زبده آزادگان اکرم الاخوان شهاب الدین که بادی دوستکام
هفته ای بودیم باهم در صبوح بر ملاقات شهاب الدین فتوح
با شهاب الدین فتوح ای خوش فتوح بس بکردیم از صبوح ای خوش صبوح
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم