لغت نامه دهخدا
چم کرد. [چ َ ؟ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: قریه ای است از قرای بلوک فارس. ( از مرآت البلدان ج 4 ص 262 ).
چم کرد. [چ َ ؟ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: قریه ای است از قرای بلوک فارس. ( از مرآت البلدان ج 4 ص 262 ).
مولف مر آت البلدان نویسد: قریه ایست از قرای بلوک فارس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون گذر کردی از این و آن به عشق جامه درپوش از صفاتش ذات وار
💡 بنهاد سر بگوش تو و کرد مو بمو از عشق بی قراری او نکتها نهان
💡 سفر این کسان چه کرد کند؟ به جز از پا و سر که درد کند؟
💡 پس آنکه دسته کرد آن شاه بطحا دو شاخ سنبل ریحانتین را
💡 موی ببر اینکه صبح موی ببرید جامه سیه کن که شام جامه سیه کرد
💡 شد چنان شرمنده از رنگ لب میگون یار ساقی محفل که می در جام نتوانست کرد