چهار بازار
لغت نامه دهخدا
چهاربازار. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) محل تقاطع چهار بازارکه بچهارسوقی منتهی میشود. آنجا که از چهار جانب ببازار گشاده شود و جای تقاطع آن چهار بازار باشد. مانند: چهاربازار تهران. رجوع به چاربازار تهران شود.
چهاربازار. [ چ َ ] ( اِخ ) نام محلی کنار راه زاهدان به بیرجند میان چشمه ملاحسین وکوله شمیدر در 20020 گزی زاهدان. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
نام محلی کنار راه زاهدان به بیرجند
دانشنامه آزاد فارسی
محل تقاطع دو خیابان اصلی شرقی ـ غربی و شمالی جنوبی در نیشابور در اواخر دورۀ قاجار. این چهار خیابان به دروازه های نیشابور با نام های دروازۀ عراق، مشهد، ارک و پاچنار ختم می شدند.
جمله سازی با چهار بازار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تپه چهار بازار مربوط به سدههای میانه دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان ممسنی، بخش مرکزی، دهستان بکش ۲، مجاور روستای دیمه میل واقع شده و این اثر در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۰۹۰۰ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 مصالح ساختمانی این بازارها گچ و آجر وآهک بوده که روی پایههائی از تخته سنگهای تراشیده قرار گرفتهاست. سقف چهار سوق که از چهار طرف آن چهار بازار منشعب میشود بسیار بلند و با سبک ساختمانی دلپسندی بنا شدهاست. بخشهای گوناگون این بازارها، بر پایه صنایعی که در آن انجام میگرفته بنامهای ویژه خود خوانده میشوند مانند: بازار بزرگ که انواع کالاها در آن یافت میشد. بازار بزازان، بازار بلور فروشان، بازار خیاطها، بازار کلاهدوزها، بازار سراجها و بازار شمشیرگرها.