احص

لغت نامه دهخدا

احص. [ اَ ح َص ص ] ( ع ص ) روز که در آن آفتاب روشن و هوا صافی باشد. یوم صحو. || نامبارک. شوم. بداختر. || شمشیر بی جوهر و بدیمن. ( منتهی الارب ). || طائر اَحَص الجناح؛ مرغ که پرهای بازوی وی رفته باشد. ( منتهی الارب ). || مرد موی رفته از سر. ( منتهی الارب ). آنکه مویش ریزیده باشد. اندک موی سر. ( تاج المصادر ). کم موی. آنکه مویش فروریزیده باشد. ( زوزنی ). مؤنث: حَصّاء. ج، حُص.
احص. [ اَ ح َص ص ] ( اِخ ) احص وشبیث دو محل است در نجد از منازل ربیعه که بعد به پسران وائل بکر و تغلب تعلق یافت. || دو محل است در شام از نواحی حلب، شامل ناحیه بزرگ دارای دیه ها و مزارع و در مقابل حلب واقع است و قصبه آن خناصره نام دارد که عمربن عبدالعزیز آنجا منزل کرد. ( معجم البلدان ) ( مراصد ). در منتهی الارب آمده است که: احص و شبیب دو موضع است بتهامه و دو موضع است بحلب.

جمله سازی با احص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ممكن هم هست بگوئيم مراد از احصان در اينجا احصان عفت باشد، به اين بيان كه در آن ايامكنيزان آزادى عمل نداشتند تا هر كارى كه دلشان مى خواست بكنند، چون تابع اوامر مولاىخود بودند،

💡 شرط دوم - بنابر احتياط اينكه در حال بلوغ با همسر خود جماع كرده و سپس مرتكب زناشده باشد، پس اگر پسرى نابالغ هر چند مراهق (نزديك به بلوغ ) درحلال خود داخل كرده باشد و سپس مرتكب زنا شده باشد نه او محصن است و نه آن زن، پساگر نابالغى كه در همسر حلال خود داخل كرده و پس از بلوغ مرتكب زنا شده باشد،بنابر احتياط احصان محقق نشده است هر چند كه زوجيت او با همسرش همچنان مستمر و باقىباشد.

💡 مساءله 4 - اگر به مسلمانى بگويد: (اى كه مادرت زنا كاربود) و يا (مادرت زنا مى داد) و مادر او مسلمان نباشد در روايتى آمده كه حاكم قاذف راحد مى زند، زيرا اسلام آن پسر مادرش را داخل در احصان كرده است، لكن نزديكتر بهاحتياط آنست كه او را تعزير كنند نه اينكه حد بزنند.

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز