تنقیه کردن

لغت نامه دهخدا

تنقیه کردن. [ ت َ ی َ / ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پاک و پاکیزه و صاف کردن. ( ناظم الاطباء ):
سبح هست اشتابشان
تنقیه تن می کند ازبهر جان.مولوی.رجوع به تنقیة شود. || مسهل خوردن و اماله کردن. ( ناظم الاطباء ). حقنه کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). وارد کردن داروهای مایع و مخصوص در داخل روده بزرگ از راه مقعد جهت پاک کردن روده از پلیدی و غایط دیرمانده و فسادانگیز. و رجوع به تنقیه شود. || لاروبی کردن قنات جهت باز شدن چشمه های آب و سهل گردیدن جریان آن. رجوع به تنقیه قنات شود.

فرهنگ فارسی

پاک و پاکیزه و صاف کردن. وارد کردن داروهای مایع و مخصوص در داخل روده بزرگ از راه مقع جهت پاک کردن روده از پلیدی و غایط دیر مانده و فساد انگیز.

فرهنگستان زبان و ادب

[علوم دارویی] ← تنقیه 2

جمله سازی با تنقیه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۱۹۱۰ پزشک پانکیف او را برای معالجه توسط فروید به وین فرستاد. فروید و پانکیف یکدیگر را به مراتب زیاد بین فوریه ۱۹۱۰ تا ژوئیه ۱۹۱۴ و چند دفعه هم پس از آن ملاقات کردند که شامل یک دوره روانکاوی کوتاه در سال ۱۹۱۹ می‌شد. «مشکلات عصبی» پانکیف علاوه‌بر افسردگی ناتوان‌کننده او شامل ناتوانی در دفع مدفوع که در واقع بدون تنقیه کردن عمل دفع انجام نمیشد. در ابتدا طبق گفته فروید پانکیف در برابر آغاز یک تحلیل کامل مقاومت می‌کرد تا آنکه فروید جهت ترغیب او برای رها کردن مقاومتش یک ضرب‌الاجل یک ساله برای تحلیل روانی به او داد.

ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز