لغت نامه دهخدا
( تشت آتش ) تشت آتش. [ ت َ ت ِ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از خورشید است. ( برهان ). آفتاب. ( فرهنگ رشیدی ) ( ناظم الاطباء ) ( انجمن آرا ). و رجوع به تشت زر و تشت زرین شود.
( تشت آتش ) تشت آتش. [ ت َ ت ِ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از خورشید است. ( برهان ). آفتاب. ( فرهنگ رشیدی ) ( ناظم الاطباء ) ( انجمن آرا ). و رجوع به تشت زر و تشت زرین شود.
( تشت آتش ) کنایه از خورشید است آفتاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شحنهٔ عشق مکرر کینهاش تشت آتش مینهد بر سینهاش
💡 گه همی تابد به تشت آتشین صدر النّهار گه بزخم تیغ دارد عالمی را در عذاب